تبلیغات
مُرَبیِ نُفوسْ (مراتب طهارت)
* یا طُهر ، یا طاهر ، یا طَهور ، یا طَیهور ، یا طَیهار *
صفحه نخست ارتباط با ما مشاهده در موبایل لینك RSS
كاربر میهمان خوش آمدید
جمعه 25 اسفند 1391

«مجلس بیست و یکم»

 

© رهزنی قوه خیال در فهم آیات قرآنی و دیگر مسائل علمی

© رهزنی قوه خیال در مسائل عملی

© راه تطهیر قوه خیال

 

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

رهزنی قوه خیال در فهم آیات قرآنی و دیگر مسائل علمی

عرض کردیم که بحث طهارت جزو مباحث مقدماتی و ضروری انسان است و در سیر عملی سالک بسیار مهم به نظر می رسد. همچنین در جلسات گذشته طهارت خیال و طهارت ذهن و طهارت عقل و طهارت قلب را مطرح کردیم منتهی چون تطهیر قوه خیال بسیار مرحلة سنگین و دشواری است، کمی بیشتر به این موضوع می پردازیم. تطهیر قوه خیال گردنه ای است که گذر نمودن از آن برای هر کسی ممکن نیست. چه بسا از بزرگترین مشکلات انسان در مسیر معنوی بازیگریهای قوه خیال باشد. قوة خیال اگر درست تطهیر نشود انسان هم در مسائل علمی و هم در مسائل عملی دچار مشکل می شود.

به عنوان مثال آیات قرآن کریم از همان ابتدا بر مبنای وجود و حق پیاده شده است، یعنی بدون آنکه از قبل برهانی مقدماتی در اثبات خداوند اقامه کرده باشد از همان ابتدا با نام خداوند بخشندة مهربان آغاز می کند و به حمد و ستایش خداوند می پردازد. از طرفی بزرگانمان نیز گفته اند: قرآن و عرفان و برهان از هم جدائی ندارند، خوب اگر چنین است پس چرا نظم علمی و برهانی آیات قرآنی رعایت نشده است و بدون دلیل بر اثبات خداوند همان ابتدا شخص را در مسیر عملی انداخته است که بگو: «بسم الله الرّحمن الرّحیم* الحمد الله ربّ العالمین» مگر غیر از این است که قرآن برای همة مردم است؟! آیا همة مردم خدا را قبول دارند که قرآن فرموده: با نام او کار خود را آغاز کنید؟! اینجاست که ممکن است شخص بگوید: چطور خدا را حمد بگویم در حالیکه خدا را برایم هنوز اثبات نکرده ای؟ من که نمی دانم او «رب» است یا نه؟ «الله» و «الرّحمن» و «الرّحیم» هست یا نه؟ چگونه از او کمک بخواهم در حالیکه هنوز او را قبول ندارم؟ و... می بینید قوه خیال در برخورد ابتدائی با قرآن این رهزنیها را می کند. از طرفی ما مدعی هستیم قرآن کتابی است جامع برای تمامی بشر، و خود به تنهائی برای سعادت مردم کافی است. اگر بخواهیم تمام کتابهائی که در اثبات خداوند نوشته شده حذف کنیم و فقط قرآن را به عنوان تنها کتاب رساننده به کمالات انسانی مطرح کنیم چگونه باید ابتدای آنرا توجیه و تفسیر نمائیم؟ قرآنی که از همان ابتدا امر به ذکر گوئی و پرستش آفریدگار نموده است می بینید که قوه خیال این روند ظاهری را نمی پذیرد. اما به ما فرمودند: اگر شما قوه خیال خود را تطهیر کنید خواهید دید که قرآن از متن واقع حرف زده است. بر اساس بحثی که از گذشته عرض کردیم قرآن یک کتاب تدوینی است که کتاب تکوین را بیان می‌کند. حال اگر کسی در متن واقع دچار مشکل است باید خود به دنبال فهم آن برود. قرآن کریم برای جوابگوئی به سؤالات چهار نفر انسان خیالی نیامده است. قرآن از جانب خداوند شرحی جامع در اسرار خلقت آدم و عالم است. این قرآن دیگر متقبل رفع کردن سئوالات خیال پردازانی نیست که آنها را در ذهن خود پرورانده اند. چه بسا ممکن است در مقابل قرآن یک سوفسطائی قرار بگیرد که اصلاً منکر حقیقت و واقعیت باشد اما باز هم می بینیم قرآن فقط واقع را بیان کرده و ظاهراً در مقام رد سوفسطائی قرار نگرفته است. چون اصلاً قرآن عهده دار رد شبهات خیالی مردم نیست. این است که می بینیم چنین اشکالاتی بر قرآن کریم وارد نخواهد بود. تنها کسانی دچار این اشکال وسئوالات می شوند که صاحب یک قوه خیال تطهیر نشده باشند. در فهم دیگر مسائل علمی هم قوه خیال بدترین رهزن است و همین شبهات قوه خیال موجب شده که دیگران مجبور شوند برای جوابگوئی آنها دست به قلم شوند و بحثها را توسعه دهند و کتابهای مختلف بنویسند.

 

رهزنی قوه خیال در مسائل عملی

شبهات قوه خیال را در مسائل علمی می توان با خواندن چند کتاب یا شنیدن چند جمله از بین برد اما شبهات و اشکالات در مسائل عملی را به همین راحتی نمی توان برطرف کرد و برای رفع آن انسان باید مشکلات و سختیهای بسیاری را تحمل کند.

قوه خیال در قوس صعود اولین مرحله به باطن است. چون تمام حواس پنجگانه ما در قوس صعود تحت اختیار قوه خیال قرار گرفته اند. به ظاهر ما با چشم می بینیم، با گوش می شنویم، با دست لمس می کنیم، با زبان می چشیم و با بینی می بوئیم اما در حقیقت این قوه خیال است که این پنج عضو را به کار گرفته است. لذا چون قوه خیال واسطه بین ظاهر و باطن است رهزنی آن بسیار گرفتار کننده تر از قوای دیگر است.

قوة خیال هم در قوس نزول رهزنی می کند یعنی همة آنچه را که عقل ادراک کرده به پائین تحویل نمی دهد و به اعضاء نمی رساند و هم در قوس صعود همة آنچه را که حواس دریافته به بالا تحویل نمی دهد و به عقل نمی رساند. یعنی بسیاری از اوقات قوةخیال به عنوان کانال وجودی ظاهر و باطن به اعضاء وحواس، دستور می دهد و آنها نیز بد عمل می کنند در نتیجه گزارشات بد این پنج قوه باعث می شود که قوه عاقله دچار مشکل شود. از طرفی چنین قوه خیالی نمی تواند یافته ها و ادراکات عقل را به عنوان یک دوربین در قالب اشکال و الفاظ صور خیالیه مناسب تمثل دهد. بدین ترتیب انسان در هر دو صورت دچار گرفتاری می شود. عقل حقائق را می گیرد و به قوه خیال می دهد اما چون قوة خیال یک دستگاه سالم عکسبردار نبوده، آنچه را که گرفته است بد تصویرگری می کند و لذا خوابهای بد می بیند، با مردم دشمنی می کند، موجب کدورت، جدایی و تفرّق دوستان می گردد و... اما قوه عاقله هیچگاه به انسان خیانت نمی کند او همیشه با باطن عالم در ارتباط است. این قوه خیال است که همیشه انسان را به بازی می گیرد. قوه خیالی که به عنوان واسطه بین بدن که مرتبه نازله نفس است و عقل که مرتبه عالیه نفس است قرار گرفته است.

تمامی اعضا و جوارح ما اعم از چشم، گوش، دست، پا و قلب، مغز همه و همه به عنوان شئون ظاهری انسان مطرحند و «عقل» باطن انسانی را تشکیل می‌دهد و قوه خیال رابط بین این ظاهر و آن باطن است. قوه خیال تجرّد برزخی دارد یعنی یک نیمه آن را مادیّت و نیمه دیگر آنرا تجرّد گرفته است. اگر قوه خیال به عنوان اولین مرتبه باطن انسانی تطهیر نشود هم ظاهر و هم باطن آدمی را به مخاطره می اندازد. زیرا چشم به عنوان یکی از اندامهای ظاهری انسان هیچگاه در بدن بد عمل نمی کند (مگر اینکه ضعیف یا ناقص باشد که آن بحث دیگری است) والاّ به تعبیر حضرت آقا جبلّی چشم بر دیدن است و جبلّی گوش بر شنیدن است و جبلّی بینی بر بوئیدن است. اگر هم به زن نامحرمی نگاه کند یا صدای ناهنجاری را بشنود و یا بوی بدی را استشمام کند، در هیچدام از این موارد، اعضاء به وظایف خود بد عمل نکرده اند بلکه این قوة خیال است که به بیراهه رفته و چنین دستوری را برای اعضاء صادر نموده است؛ در مقابل نامحرم به چشم دستور باز شدن و دیدن داده و در مقابل صوت و صدای ناحق، به گوش دستور شنیدن صادر کرده است و گرنه چشم و گوش و دیگر اعضای ظاهری انسان و حواس پنجگانه او مأمور و معذورند و فقط طبق دستوری که می گیرند عمل می کنند، مهم آن قوه ای است که به این اعضاء وقوا دستور نابجا میدهد. و لذا اولین مرتبه طهارت باطن، تطهیر قوه خیال است. اگر قوه خیال تطهیر شود انسان هم در مسیر علمی راحت است و هم در مسیر عملی.

هنگامی که عقل حقائقی را در باطن عالم اصطیاد نماید آن حقائق و یافته ها را به قوه خیال واگذار می کند. قوة خیال نیز وظیفه صورتگری آنها را بر عهده دارد و لذا وجهی از قوه خیال به طرف نشئه طبیعت و کثرت قرار گرفته است و لذا دائماً در خطر است. اما نیروی عاقله نیروی وحدت است و دائماً رو به ماورای عالم ماده دارد نتیجه اینکه گر چه طهارت عقل هم در جای خود بسیار مهم است اما اگر کسی قوه خیال خود را تطهیر کند و به طهارت عقل نپردازد باز هم راه زیادی پیموده است یعنی حداقل می شود گفت این فرد در سیر و سلوک علمی و عملی بسیار موفق است، اما اگر کسی قوه خیال خود را تطهیر نکند در همان ابتدای راه توقف کرده است. این است که بزرگانمان در مسائل معنوی به طهارت قوه خیال اهمیت زیادی می دهند. به تعبیر بعضی از آنان اگر شخصی بعد از بیست سال هم قوه خیال خود را تطهیر کند باید بگوئیم که جان سالم به در برده و موفّق شده است و اگر تطهیر نشود انسان اصلاً در محدوده خوبی قرار نمی گیرد. و لذا قوة خیال مرز بین خوبیها و بدیها است.فافهم!

 

راه تطهیر قوة خیال

برای تطهیر قوة خیال به عرضتان رسانیدیم که باید آنرا از «اعتقادات فاسد و تخیلات ردی و پست و از جولانش در میدان آمال و امانی» پاک کرد. در این مسیر یک جهت و یک دل بودن، یک مقصد داشتن، با دوستان خوب معاشرت کردن، یک درس و بحث داشتن، دنبال یک مسیر به راه افتادن، همه و همه به انسان کمک می کنند. حال که خداوند توفیق داد تا در محضر حضرت آقا قرار بگیریم سعی کنید همین یک مسیر را محفوظ بدارید و به راه بیفتید. در غیر این صورت قوة خیال با کثرت پراکنده خواهد شد و انسان را به هدف نخواهد رساند.

از جمله راههای تطهیر قوه خیال مداومت در خواندن آیة سخره می باشد که به قوة خیال توحد می بخشد. زیرا قوة خیال بر اساس اصل تجردش به هر آنچه که روی آورد زود خو می کند. انسان اگر مدتی با این آیه یا آیاتی شبیه این، حشر پیدا کند خواهد توانست نفس خود را به توحد بکشاند.

«خواب» را نیز به عنوان معیار پراکندگی خود قرار دهید. اگر خوابهای گوناگون و پراکنده دیدید بدانید قوة خیالتان به پراکندگی رفته است. و لذا یکی از برنامه های پیامبر این بود که هر غروب به اصحاب می فرمودند: «شب نزدیک است، حواستان را بیشتر جمع کنید.» اصحاب نیز صبح هر روز خوابهای خود را به پیامبر گزارش می دادند. «خواب» گزارش معیار و میزان طهارت قوة خیال است. زیرا هر جا اشکال و صوری در میان است معلوم است که پای قوه خیال در کار است. این مختصری بود از راههای مختلف تطهیر قوه خیال. ان شاء الله در جلسات بعدی بیشتر در این باره به بحث می‌پردازیم.

                                                                                     «و الحمدلله ربّ العالمین»

موضوع مطلب : طهارت,
ارسال شده توسط Waiting در ساعت 05:57 ب.ظ | نظرات شما ()