تبلیغات
مُرَبیِ نُفوسْ (مراتب طهارت)
* یا طُهر ، یا طاهر ، یا طَهور ، یا طَیهور ، یا طَیهار *
صفحه نخست ارتباط با ما مشاهده در موبایل لینك RSS
كاربر میهمان خوش آمدید
شنبه 20 اسفند 1390

«مجلس اول »  

© سرآغاز سخن

© طهارت فقهیه

© حقیقت نورانی وضو

© تاریکی حق ملاقات با روشنایی را ندارد

© نکته ای در فهم قصص قرآنی

© تطبیق وقایع قرآنی در سیر انسانی

© تطهیر نمودن تن برای نزدیکی به شجره دنیا

 

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

 سرآغاز سخن

الحمدلله ربّ العالمین و صلّی علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم محمّد و علی اهل بیته الطّیّبین الطّاهرین و علی جمیع الانبیاء و المرسلین و علینا و علی عباد الله الصّالحین.

اولین شب محرم سال 1418 قمری است که توفیق تشرف محضر انور بسیاری از خواهران و برادران عزیز به ما روی آورده است. موضوع بحث را به لطف خدا مراتب طهارت قرار می‌دهیم تا - ان شاء الله- به عنوان ابتدائی ترین عمل و مرحله برای رسیدن به کمالات انسانی باشد. استدعای ابتدائی این کمترین از محضر عزیزانم آن است که مجلس را به صورت مجلس علم و عمل بپندارند و هم گوینده و هم شنوندگان گرامی سعی نماییم در فکر توفیق عمل آنها قرار بگیریم. استدعای بعدی ما این است که سعی کنیم مجلس خود را مجلس انس قرار دهیم تا دلها به همدیگر نزدیک شوند زیرا آنچه اصل و محور است نزدیکی دلها است نه نزدیکی تن.

در قرآن کریم در سوره مبارک حشر راجع به کفار آمده است که ایشان در دنیا به ظاهر با همدیگر جمع اند امّا در دل، از یکدیگر متفرقند لذا جهنّمیان در قیامت برخلاف بهشتیان که همدلند و رویشان به طرف هم است، با هم همدل نیستند و از یکدیگر روی گردانند که: «یوم یفرّ المرء من اخیه و امّه و ابیه و صاحبته و بنیه»[1] قرآن بهشتیان را نسبت به هم همرو می‌داند و می‌فرماید: ایشان در بهشت با «کأس معینی» که در دست دارند به همدیگرتعارف می‌کنند. اما در مورد اهل جهنّم می‌فرمایند: ایشان در قیامت هم از دست برادرانشان در فرارند و هم از دست خواهرشان. هم از پدر و مادر خود گریزانند و هم از همسر خود که نزدیکترین فرد جسمی و محرمی با آنها است فرار می‌کنند. این سلسله اشخاص در آیات را باید بیشتر توجه کرد.

خداوند در ابتدای آیه شریفه فرمود: در روز قیامت حتی دو برادر نیز با مشاهدة حال یکدیگر از هم فرار می‌کنند، یعنی برخلاف آنچه که در عالم دنیا مشهود است و معمولاً‌ دو برادر خواهان نزدیکی و رویارویی بیشتر با یکدیگرند اما در قیامت دو برادر پس از ظهور آنچه در باطن دارند از همدیگر نیز فرار می‌کنند، و حتی نزدیکتر از دو برادر نیز که پدر و مادر فردند از فرزند خود خواهند گریخت. از پدر و مادر نزدیکتر به انسان، همسر انسان است.

در آیه شریفه فرمود: در روز قیامت نه تنها برادر از برادر و پدر و مادر از فرزند بلکه همسر جهنّمیان نیز با مشاهده احوالشان از ایشان گریزان خواهد بود. بعد از همسرتنها کسی که بیشترین انس و الفت را با انسان دارد فرزند انسان است. زیرا همسر در ابتدا غیر بود و بعد با انسان انس گرفت که نعوذ بالله شاید برسد روزی که این انس با یک طلاق منقطع گردد امّا فرزند جگر گوشه انسان است و علْقه و ارتباط فیمابین پدر و فرزند با هیچ امری گسستنی نیست که؛ «الولد سرّ أبیه»، فرمود: بلکه از همسر نزدیکتر به انسان نیز که همان فرزندانند از جهنمی خواهند گریخت.

در دنیا معمولاً برادر و برادر، زن و شوهر، فرزندان و پدر و مادر به هم نزدیکند که اگر قرار باشد هر کدام اینها منزلی داشته باشند سعی می‌کنند در محیطی کنار همدیگر زندگی کنند اما قرآن کریم می‌فرماید: چه بسا همین‌هایی که به ظاهر باهمند، در دل با همدیگر نیستند.  هر کسی که دلش به دل دیگری راه داشت قطعاً این دو دل به هم رو می‌کنند و چون رو می‌کنند چهره ها و بدنشان نیز به یکدیگر رو می‌کنند. امّا اگر دلی به دلی دیگر راه نداشت می‌بینید که بدن و چهره‌هایشان نیز از یکدیگر روی بر می‌گردانند و هر وقت به هم می‌رسند، از هم پشت می‌کنند در این هنگام گرچه به ظاهر با هم جمع می‌شوند اما اگر اهل دلی در بین آنها باشد که چشم دل اوباز باشد خواهد دید که آنها از یکدیگر پشت کرده اند. اما اگر دو دل با هم مأنوس باشند اهل باطن در خواهند یافت که این دو به هم رو کرده‌اند ولو اینکه یکی مثلاً در آمل و دیگری در فلان نقطه از دورترین نقاط کشور باشد. آنچه ملاک است رو کردن «قلبها» است، باید این را دنبال کرد که اگر دلها به هم رو کنند قهراً موّفقیّت هست در غیر این صورت راهی جز افتراق و جدائی نخواهد بود. زیرا نهایت راه یا همچون بهشتیان اجتماع است ویا همانند دوزخیان افتراق است. لذا باید در ادامه جلساتمان به این معنی بیشتر عنایت کنیم.

و اکنون وارد بحث می‌شویم که راجع به طهارت و مراتب آن است.

 

طهارت فقهیه:

«طهارت» حاوی یک معنای ظاهری و یک معنای باطنی است. معنای ظاهری طهارت «پاکی» است. ما در سلسله جلساتمان –ان شاء‌ الله- قصد داریم که مباحث مربوط به معنای باطنی طهارت را تقدیم حضورتان کنیم. در ابتدا درباره طهارت ظاهری عرض می‌کنیم که این طهارت در سه بخش وضو، غسل، و تیمم حاصل می شود و این طهارتی است که در فقه مطرح است. طهارت فقهیه را در فقه برای این مطرح فرموده اند که بدن انسان را از نجاستهای ظاهری پاک کند که فقه شریف مربوط به بدن و اعمال قالبیه آن همانند نماز و روزه و احکام شرعی است که با انجام آن انسان در مرتبه بدن به مقام تجلیه می‌رسد و تجلیه مربوط به ظاهر انسان است که مطابق قوانین شرع و احکام شرعی آن آراسته می‌شود لذا فقه شریف باید در متن انسان و اجتماع پیاده شود تا هر دو را تجلیه نماید.

 

حقیقت نورانی وضو:

شاخصة مرتبة طهارت را «وضو» تشکیل می‌دهد. در یک روایت آمده است که «الوضوء نور» وضو گرفتن نور است در روایتی دیگر آمده: اگر شخص با وضویی قبل از اینکه وضویش را باطل کند، وضوی دیگری بگیرد او نور بر نور افزوده است که «الوضوء علی الوضوء نور علی نور».

در نکته 730 هزار و یک نکته حضرت مولای مکرّمم آمده است:

شیخ رئیس در فصل دوم مقاله اُولی قانون در حفظ صحّت عین گوید:

و ممّا یجلوا العین و یحدّها الغوص فی الماء الصافی و فتح العین فی داخله (یعنی از جمله چیزهایی که جلا می‌دهد چشم را و حفاظتش می‌کند فرو رفتن در آب صافی و گشودن چشم در داخل آن است.)

در تفسیر نور الثقلین حدیث 127 آن این است: فی کتاب علل الشرایع باسناده إلی ابن عباس قال: قال رسول الله  _ صلی الله علیه و آله و سلم_  افتحوا عیونکم عند الوضو لعلّها لا تری جهنّم (یعنی در حین وضو چشمانتان را بگشائید تا بدین طریق چشمانتان از آتش جهنم برحذر باشد)

جهنم عین، رمد و عمی و سایر امراض آن است أعاذنا الله و ایّاکم منها.

برای اینکه بحث وضو را دنبال کنیم، نکته 365 هزار و یک نکته حضرت مولی (روحی فداه) را تلاوت می‌کنیم تا بعد به شرح و بیان آن بپردازیم، در نکتة مذکور آمده است:

«فی ترک الاطناب فی شرح الشهاب» (حدیث 229) امتی الغر المحجلون یوم القیامه من آثار الوضوء. گفت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ : امت من از اثر دست و روی شستن روی سپید و دست و پای سپید باشند بدان که ایزد تعالی چون نماز را واجب کرد نخواست که بندگان وی به دنیا آلوده، به خدمت آیند، ایشان را فرمود که وضو کنند و با این چهار عضو مخصوص کرد زیرا که آدم اوّل روی به درخت گندم کرد و به پای رفت و به دست از درخت گندم باز کرد و بر سر نهاد و بر حوّا آمد. ایزد «عزّ اسمه» این چهار عضو گناهکار را بفرمود: «شستن به گاه خدمت».

موضوع مطلب : طهارت,
ارسال شده توسط Waiting در ساعت 11:36 ق.ظ | نظرات شما ()