تبلیغات
مُرَبیِ نُفوسْ (مراتب طهارت)
* یا طُهر ، یا طاهر ، یا طَهور ، یا طَیهور ، یا طَیهار *
صفحه نخست ارتباط با ما مشاهده در موبایل لینك RSS
كاربر میهمان خوش آمدید
جمعه 13 مرداد 1391

سهولت تطهیر قوة خیال در بعضی از انسانها

همانگونه که به عرض رساندیم قوة خیال اگر درست تطهیر شود می تواند دستگاه عکسبرداری نفس نسبت به ماورای طبیعت باشد. اینجاست که شخص خوابهای خوش می بیند و تمثّلات شیرین زلالی پیش می آید، حقائق آینده را می بیند، باطن افراد را می بیند، می تواند با بو کردن انسانها را بشناسد و بعد با ایشان ارتباط برقرار کند و ... یعنی عقل به واسطة قوة خیال می تواند اسرار عالم و اسرار درون مردم را عکسبرداری کند. انسان هر وقت دید نمی تواند آن را که در ذات افراد نهفته است ببیند و عکسبرداری کند، معلوم می شود که هنوز قوة خیالش را تطهیر نکرده است. لذا در موردانبیاء آمده است که ایشان به محض پا گذاشتن در اجتماع و وارد شدن در جمع مردم می توانستند تشخیص دهند که چه کسی سر به راه است و چه کسی منحرف شده است. ایشان به واسطة دستگاه عکسبرداری‌شان درون افراد را می بینند و اعلام می دارند که این درون خراب است ولو اینکه نماز شب خوان هم باشد و آن دیگری ذات پاکی دارد ولو اینکه شرابخوار باشد یا حجابش را رعایت نکند. این است که حضرت عیسی «عَلَیهِ السَلام» همیشه به دنبال اوباش بود و سعی داشت از بین همین لاتها صحابه انتخاب کند. بعضی از خواص به ایشان می گفتند: «آقا مگر دیوانه شده ای؟ به دنبال ما بیا و از بین ما صحابه بگیر». حضرت می فرمود: «نه! در بین همینها کسانی هستند که قابلیت دارند و باید به دام من بیفتند». اتفاقاً آن حواریونی که از خواص حضرت عیسی «عَلَیهِ السَلام» بودند نوعاً از بین یاغیهای بیابانها به شکار حضرت در آمده بودند.

اگر کسی شکارچی باشد در چندین شغل می تواند شکارهای خوبی داشته باشد. یکی در بین رانندة کامیونها. فقط خدا می داند که این دسته چه بافت عجیبی دارند. اگر کسی اهل دل باشد و بخواهد حقایقی را به دیگران بدهد، یکی از بهترین راههای آن است که در بین رانندة کامیونها تحقیقی داشته باشد. بعضی از اولیاء الله را سراغ داریم که ایشان نوعاً در مسافرتها سوار کامیون می‌شوند. چون راننده های عمومی که از صبح تا غروب مردم را سوار و پیاده می‌کنند آنقدر عصبی هستند که انسان به سختی می تواند از بین هزار هزار آنها اهل دل پیدا کند.

در بین ماهیگیرها هم می شود انسان شکار داشته باشد وهمین طور کسانی که در لب دریاها زندگی می کنند و یا آنها که قایقرانی و کشتیرانی می کنند و در دریاها مسافرت دارند.

در بین خلبانها نیز افرادی که صاحب قابلیت باشند فراوانند و افراد بسیاری را می توان در بینشان شکار کرد. چون عموماً هر کس از این دائرة جمع عامة مردم و روزمره گی ایشان و برخوردها و معاشرتها و رفت و آمدها به دور باشد قوی می شود و قابلیت پیدا می کند. معلوم می شود افراد نامبرده دارای بافتی هستند که خداوند مطابق آن، این شغل را به آنها داده است. چون در عالم تمام شغلهای افراد مطابق با چینش درونی آنها تنظیم می شود که این بسیار عجیب است.

 اگر کسی بگوید: اینگونه که شما می فرمائید نیست زیرا خود من خیلی اتفاقی به این شغلی که دارم روی آورده ام و هیچ برنامه ریزی برای آن نداشتم بلکه روزی از محل تحصیلم برمی گشتم که یکی همان جا جلوی مرا گرفت و پیشنهاد این کار را به من داد و من هم قبول کردم، پس می بینید من به شخصه در انتخاب شغلم، تصمیم و برنامه ریزی قبلی نداشتم و مانند این امور...

در جواب چنین شخصی می گوییم: نه خیر! شما هرگز نمی توانید بفرمایید که من نمی دانستم، زیرا تو بافتی داری که نظام هستی مطابق آن پیاده شده است. همة عالم تشکیل یافته از اجزاء به هم پیوسته ای است که نظم عمومی آن مطابق با هر جزئش، برای آن جزء، کار خاصی معین کرده است. مثلاً چشم وظیفة دیدن و گوش وظیفة شنیدن دارد. یعنی بین چشم و دیدن و همین طور بین گوش و شنیدن مناسبت وجود دارد. فافهم!

یکی دیگر از مشاغلی که در بین آنها می شود افراد صاحب قابلیت پیدا کرد، شغل معلمی است. زیرا معلمان که وظیفة تعلیم بر عهده دارند مجرای فیض حق می گردند. البته معلم زمانی می تواند مجرای فیض حق باشد که بتواند حقیقت معلّمی را خوب ادراک کند که الحمدلله بعد از پیروزی انقلاب اینگونه از بخشها تا حد زیادی تقویت شده است.

 

بصیرت بعد از تطهیر قوة خیال

عرض کردیم که قوة خیال برای عکسبرداری حقائق نظام هستی و اسرار درون مردم در انسان تعبیه شده است. منتهی خداوند راه تطهیر قوة خیال را بسیار سنگین کرد تا ابتدا جان انسان قوی شود و بعد چشم بگشاید و حقائق نظام هستی را مشاهده کند تاآنجا که بگوید: «الهی، همه، ددان را در کوه و جنگل می بینند و حسن در شهر و ده.»[2] و در عین حال آنقدر جان قوی پیدا کند که بعد از دیدن حقائق بگوید: «خداست دارد خدایی می کند» و دست تصرف به چیزی هم دراز نکند. در بین خلق باشد و با آنها معاشرت کند اما در عین حال با هیچکس نباشد. اگر قوة خیال تطهیر شود اسرار مردم برای او مکشوف می شود و دیگر از اجتماع ضربه نمی خورد. به تعبیر شریف حضرت آقا بو می کند بعد حرف می زند، بو می کند بعد به مهمانی می رود، بو می کند بعد دعوت می کند و... که خداوند این قوة بویایی را بعداز تطهیر قوة خیال به انسان عطا می کند.

امااگر قوة خیال تطهیر نشود و یا آنگونه که شریعت فرموده پاک نگردد، انسان را به انحراف می کشاند. همانند مرتاضان هندی که مقدار زیادی از عمر خود را صرف آموختن بعضی از اعمال می کنند که هیچ کدام از آنها را شریعت امضاء نفرموده است، و بعد وارد اجتماع می شوندو مردم را به بازی می گیرند و به واسطة راههای مرموز آنها را به اشتباه می اندازند. شبیه آنچه را که فالگیرها و شعبده بازان انجام می دهند.

مسیر تطهیر قوة خیال از طریق دستورات شرعی همان مسیر انبیا و ائمه است که علم به درون واسرار مردم دارند اما هرگز اسرار آنها را فاش نمی کنند. به عنوان مثال اگر شخصی را به شکل کفتار دیدند هیچ وقت به او نمی گویند: تو کفتاری. بلکه جهت تهییج یا تحریک به او تذکر عمومی می دهند و می گویند: اگر انسان چنین صفتی راداشته باشد به فلان صورت در می آید. همانند اینکه امام معصوم فرمود: «هرکس صفت مکر و حیله در خود داشته باشد به صورت شغال در می آید و واقعاً چهرة باطنی او شغال می شود» اینجاست که قوة خیال باید در مسیر الهی طهارت یافته و در خدمت عقل باشد تا آنچه را که از اسرار مردم می بیند فاش نکند. لذا باز شدن چشم دل را مشکل قرار داده اند و هر کسی نمی تواند به آن راه یابد. انسان ابتدا باید مظهر «ستّار العیوب» حق گردد تا بعد از آن به او این مقام عطا شود. و برای رسیدن به این مقام باید شبانه‌روز دعا کند و خدا را به نام «ستّار العیوب» صدا بزند وآنقدر بر روی عیب دیگران سرپوش گذارد تا کم کم این اسم شریف بر او دمیده شود و البته راه سرپوش گذاری عیب دیگران و ندیدن و توجه نکردن به آنها همان است که از روایت به عرضتان رساندیم.

علامه سید مرتضی و علامه سید رضی - صاحب نهج البلاغه-  با هم برادر و از شاگردان شیخ مفید بودند. هر دو مجتهد مسلم و صاحب کمال بودند. سید مرتضی در مسجدی امام جماعت بودو برادرش سید رضی هم می آمد و در آنجا به او اقتدا می کرد. روزی سید مرتضی در راهی که برای نماز به مسجد می‌آمد به خانمی رسید که آن زن سوالی در مورد عادت زنانگی از ایشان کرد. سید مرتضی به او گفت: اکنون من جواب را حاضر ندارم، اجازه دهید تا شب مراجعه ای به رساله بکنم و فردا جوابتان را بگویم. بعد به مسجد آمد وشروع به خواندن نماز جماعت کرد. در بین نماز حواسش به جواب آن سوال مشغول شد. در این هنگام چشم دل سید رضی باز شد و دید برادرش در محرابِ غرق خون، مشغول نماز خواندن است. لذا سریع نماز خود را رها کرد و از مسجد خارج شد. این نمونه ای بود از تطهیر قوة خیال، که اگر این قوه درست تطهیر شود هم از حال مردم آگاه می شود و هم مجاز است در مواردی باذن الله از گذشته و یا آیندة آنها اخبار دهد. این مختصری از مطالب موجود در بحث قوة خیال بود که –ان شاء الله- در جلسات بعدی ادامة آن را به عرضتان می رسانیم. لازم به ذکر است که مباحث مربوط به تمثلات ماورای طبیعت، تنزل قرآن، تنزل وحی و نزول ملائکه به یک معنی باید با همین مبحث حل شود.

                                                                                   «و الحمدلله ربّ العالمین»

                             

 


1-برزیگرون=کشاورزان- بدیمه=دیدم- بینجه جار=شالیزار- خوارخوار=خیلی خوب- مره=مرا- بوتنه= گفتند- برار=برادر- شه دکاشته= آنچه را کاشته ای- هاکن=بکن- خاردار= بخوبی داشته باش.

1- الهی نامه، ص


ارسال شده توسط Waiting در ساعت 05:20 ب.ظ | نظرات شما ()