تبلیغات
مُرَبیِ نُفوسْ (مراتب طهارت)
* یا طُهر ، یا طاهر ، یا طَهور ، یا طَیهور ، یا طَیهار *
صفحه نخست ارتباط با ما مشاهده در موبایل لینك RSS
كاربر میهمان خوش آمدید
جمعه 6 مرداد 1391

«مجلس هشتم»

 

© طهارت قوه خیال از اعتقادات باطل

© انگیزه تطهیر قوه خیال

© طهارت قوه خیال از گمانهای ناروا

© سهولت تطهیر قوه خیال در بعضی از انسانها

© بصیرت بعد از تطهیر قوه خیال

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

طهارت قوة خیال از اعتقادات باطل

طهارت قوة خیال را در سه بخش مطرح فرموده اند: یکی در بخش اعتقادات فاسد، دیگری در بخش تخیّلات فاسد و سوم در بخش جولان قوة خیال در میدان آمال و آرزوها، که هر کدام از این سه مورد برای قوة خیال آلودگی می‌آورد.

عموم مردم چون به معتقدات خود تعبّد دینی دارند، بر اساس آن اصل تعبّد کمتر به بازیگری قوة خیال در بخش اعتقادات میدان می دهند. زیرا تعبّداً مبداء و معاد و وحی و نبوت و رسالت و امامت را پذیرفته اند و هر چه هم دیگران بگویند آنها از اعتقادشان برنمی گردند. حالا به چه اندازه بر اساس اعتقادات خود عمل می‌کنند بحث دیگری است. اما معمولاً عموم مردم شبهات علمی را در بخش عقاید از مبداء تا معاد نمی شنوند.

نوعاً کسانی دچار شبهه های علمی می شوند که راه تحصیل پیش گرفته اند و می خواهند در اعتقادات خویش تحقیقی داشته باشند. ایشان معمولاً به خاطر داشتن ذهنهای متفرق دچار این اشکالات می شوند و باید قوة خیالشان را تطهیر کنند و راه تطهیر قوة خیال ایشان در این بخش آن است که اوّل ریاضیات بخوانند، بعد وارد مباحث منطقی شده و سپس مباحث فلسفی را طی کنند و بعد از آن نظری به عرفان نظری را و افکنده سپس از عرفان نظری وارد عرفان عملی شوند. این مربوط به محصّلینی است که می خواهند در مسیر تحصیل، قوة خیالشان را تطهیر کنند. در این مسیر عقل خود به خود قوی می شود و قوة خیال مقهور عقل می گردد. اما اکثر مردم که در پی تحصیل نیستند نیازی به طهارت قوة خیال در بخش اعتقادات ندارند آنها از پدران خود نمازی را یاد گرفته اند و خدایی را می‌پرستند و شک و شبهه ای در این زمینه ندارند. ما هرگز پدرانمان را ندیده ایم که بگویند: اگر عالم دو خدا داشت چه می شد؟ این اشکال و امثال این اشکالات هم هرگز به ذهن آنها خطور نکرده است. معلوم می شود که قوة خیال عوام مردم در بخش اعتقادات پاک است آنها برای طهارت قوة خیال باید فقط به دو بخش دیگر توجه کافی بکنند. یکی سوء ظنها و تخیّلات بد و گمانهای ناروا و دیگری دور کردن آرزوهای طولانی. اما خواصی که در مسیر تحصیلند علاوه بر این دو بخش باید قوة خیال خود را از اعتقادات فاسد نیز تطهیر کنند. در غیر این صورت به انحراف کشیده می شوند زیرا طریق تحصیل برای ایشان نه تنها راه نجات نیست بلکه مشکلات بیشتری را برای قوة خیال آنها فراهم می کند.

 

انگیزة تطهیر قوة خیال

ما از صبح تا شب با قوة خیال در ارتباطیم و با آن کار انجام می دهیم. اگر قصد خوابیدن کنیم قوة خیال باعث خوابیدن می شود، اگر بخواهیم صبح به محل کار و تحصیلمان برویم بر اساس قوة خیال این کار را انجام می دهیم. چه اینکه زنها نیز بر اساس قوة خیال در خانه مشغول به کار می شوند. به طور کلی انجام تمامی امور جزئیه ای که همراه با صورتی خاص می باشد به معاونت قوة خیال صورت می گیرد نه قوة عاقله، زیرا عقل قوه ای برای ادراک کلیات است و در جزئیات دخالتی ندارد. عقل هیچ گاه نمی گوید: این زمین است، آن آسمان است، این خورشید است، آن دیگری ماه است، اینجا محل کار و تحصیل من است و ... تمام این کارها را قوة خیال می کند. عقل فقط یک برنامة کلی می دهد. لذا قوة خیال را به «دستگاه عکاسی نفس ناطقه» تعبیر می کنند. همانگونه که عکاس به واسطة دوربین عکاسی اش از درخت و حیوان و انسان و دیگر موجودات عکس می گیرد و بعد به عکسها نگاه می کند تا ببیند مطابق با واقع گرفته یا نه، قوة خیال هم به منزلة دوربین عکاسی نفس انسان است که انسان از این طریق عکس موجودات را می گیرد و با آن ادراک می کند. قوة خیال واسطة بین نشاة ماده و عالم عقل است. عقل از طریق قوة خیال عکسبرداری می کند و با آن ادراکات عقلی انجام می دهد، اما متأسفانه عموم مردم؛ پیش از اینکه قوة خیال را واسطه‌ای برای ادراکات عقلی قرار دهند از قوة خیال در بخش و همیّات استفاده می‌کنند ونوعاً به جهت انس با کثرات کمتر از ادراکات عقلی بهره می‌برند همانند این که ما سالیانی از کنار برزیگران و کشاورزان عبور کرده ایم اما هرگز به ذهنمان نرسیده که بگوئیم:

                برزیــگرونه بدیمـه بینجــه جار       بینجه جاره و جین کردنه خوار خوار                      

مــره بوتنــه ای جـــــان بـــــرار        شه دکاشته و جین ها کن و خوار دار[1]

آن حقیقتی را که با مشاهدة کشاورزان در زمین کشاورزی بدین نکته دست می یابد که باید کاشته های در جان انسانی را وجین کرده و از آنها خوب نگه‌داری کرد، عقل می گویند. یک عکس از بیرون می گیرد و بر اساس قوة عاقله بر روی آن احکام عقلی پیاده می کند.

هر چه قوة خیال تطهیر شده تر باشد تمثیلات نفس نیز زلالتر خواهد بود. که از این امر به مراقبت در مرتبة قوة خیال تعبیر می کنند و آن بسیار کار سخت و مشکلی است زیرا همیشه سوءظنها و گمانهای ناروا و آرزوهای طولانی وجود دارد و باعث آلودگی قوة خیال می شود. از طرفی چون نوعاً مردم غرق در امور اجتماعی متعارف بوده و هر کس به دنبال نفع مادی خودش است، قوة خیال در این بخشها دیر تطهیر می شود.

 

طهارت قوة خیال از گمانهای ناروا

عرض کردیم که راه تطهیر قوة خیال در سوءظن ها این است که انسان همیشه جهت مخالف گمان خود را اخذ کند. تا دید نسبت به دوست و رفیق وهمکار و همسایه و فامیل و هم محلی و همشهری و هم وطن خود بدگمان شده است زود طرف مقابل را بگیرد و بگوید: «ان شاء الله اینگونه که من فکر می‌کنم نبوده، من بد برداشت کرده ام ان شاء الله او آدم خوبی است و از این کار قصد خیری داشته و...» فقط در این صورت است که قوة خیال زود تطهیر می‌شود.

در روایات فرموده اند: هر کس برای طی سیر انسانی چند کار باید انجام دهد، یکی اینکه اصلاً خوبیهای خود را نبیند. اگر نمازی خوانده بعد از نماز با خود نگوید: عجب نماز خوشی خواندم، چه حالی بود و چقدر اشک ریختم و ... او باید همیشه بعد از نمازش ناراحت باشد که چرا چنین نمازی به جای آورده، چرا نتوانسته بهتر از این نماز بخواند. اگر ماه رمضان را به روزه گذرانده می‌تواند برای فرا رسیدن عید فطر خوشحالی کند اما باید از طرفی ناراحت باشد و خود را سرزنش کند که چرا احیاناً در این ماه غیبت کرده، سوءظن داشته، چرا از روزه گرفتنش لذتی نبرده، و چرا حالا که ماه رمضان به اتمام رسیده، از تمام شدن آن دلگیر و ناراحت نشده است زیرا اگر انسان کسی را واقعاً به دوستی برگزیند از فراق و جدایی این دوست محبوب، بد حال و غمگین خواهد شد حال که چنین است پس چرا وقتی به من گفتند این ماه یک روز زودتر تمام می شود از کوتاهی آن خوشحال شدم و احساس ناراحتی نکردم؟! پس معلوم می شود من هنوز آن انس و عشق کامل به ماه رمضان را پیدا نکرده ام و ... خلاصه بعد از انجام هر کار خیری خود را سرزنش کند که چرا بهتر از آن را انجام نداده است.

در نکته 141 هزار و یک نکته آمده است: «میبدی در فتح ثالث فاتحة ثانیه آورده است که شیخ سعد الدین حموی سوار بود و به رودخانه رسید و اسب از آب نمی‌گذشت امر کرد که آب را تیره ساختند و به گل آلوده کردند و اسب در حال بگذشت، فرمود: تا خود می دید از این وادی عبور نمی توانست کرد.»

دیگر اینکه در خود فرو رود و عیبهای خودش را پیدا کند. بگوید: «من آدم خوش اخلاقی نیستم، همیشه نسبت به دیگران سوءظن دارم، زبانم نیز قفل و بند ندارد و هر چه می خواهد می گوید، گناه هم که می کنم و ...» خلاصه به جای اینکه عیب جویی دیگران را بکند به دنبال عیوب خود باشد. این عمل باعث می‌شود که قوة خیال در متن ذات نفس تحقیق کرده و نقائص خود را شناسایی کند. اگر نقائص شناسایی شود قطعاً انسان به فکر معالجه آن می افتد. همانند این که آقای پزشک ابتدا باید درد مریض را تشخیص دهد و بداند که کجای مریض درد می کند و بعد به فکر درمان آن بیفتد.

اما نسبت به دیگران فرموده اند عکس آنچه را که در خود عمل می کنی، عمل کن. یعنی این که اولاً خوبیهای دیگران را ببین و به جای اینکه مانند مگس روی زخم بنشینی و به دنبال عیوب دیگران بگردی کارهای خوب آنها را مشاهده کن. نگو: «فلانی آنجا یک اشتباه کرده»، چون اگر او در آنجا یک اشتباه کرده در جای دیگر هم چهار تا کار خوب کرده است. چطور آن چهار خوبی را نمی بینی و همین یک نقص را می بینی؟!

این مطلبی که از روایت به عرض شما رساندم و مقداری هم به شرح آن پرداختیم راهی بود جهت تطهیر قوة خیال. انسان باید به گونه ای باشد که اگر مثلاً فقیری را دید ناراحت شود. عکس قضیه نشود که اگر مثلاً دوستی را دیده که معاملة خوب و پر نفعی کرده ناراحت شود و با خود بگوید: پس من چرا ضرر کردم؟! این طور بودن باعث می شود که نفس هیچگاه آرام نگیرد و عقل دائماً گرفتار قوة خیال باشد. اگر عقل بین دو مسلمانی که دعوا کرده اند حکومت کند، خیلی زود موجب اصلاح خواهد شد. اما در این بین کسانی هستند که بر اساس داشتن قوة خیال آلوده باعث شعله ورتر شدن این آتش می شوند. در جریان حضرت ابراهیم «عَلَیهِ السَلام» وقتی او را به آتش افکندند دو حیوان مشغول به کار شدند یکی زنبور عسل بود و دیگری مارمولک. زنبور عسل به محض دیدن افروخته شدن آتش تند تند می رفت و در دهان خود آب می کرد و بر روی آتش می ریخت. در روایت آمده که جناب جبرئیل از او پرسید: می دانی که آتش عظیمی بر پا شده، تو چگونه می خواهی با این دهان کوچکت آن را خاموش کنی؟ گفت: من بنای خاموش کردن آتش ندارم. من فقط به وظیفه ام عمل می‌کنم و به مقدار حجم دهانم آب می برم و بر روی آتش می ریزم، دیگر کاری ندارم که خدا آن را خاموش می کند یا نمی کند. در این جریان مارمولک نیز دست به کار شده بود. اوزمین را می کند و به زیر زمین می رفت و از زیر، آتش را فوت می کرد تا آن را شعله ورتر کند. بعضی ها در اجتماع مارمولک صفتند. به جای اینکه خود را تطهیر کنند همیشه سعی دارند آتش نهفتة زیر خاکستر مشکلات دیگران را شعله ورتر سازند. اما بعضی دیگر همچون زنبور عسل هستند، علاوه بر اینکه عسل می دهند، همیشه به دنبال رفع مشکلات دیگرانند.



موضوع مطلب : طهارت,
ارسال شده توسط Waiting در ساعت 08:19 ق.ظ | نظرات شما ()