تبلیغات
مُرَبیِ نُفوسْ (مراتب طهارت)
* یا طُهر ، یا طاهر ، یا طَهور ، یا طَیهور ، یا طَیهار *
صفحه نخست ارتباط با ما مشاهده در موبایل لینك RSS
كاربر میهمان خوش آمدید
جمعه 23 تیر 1391

«مجلس هفتم»

 

© طهارت باطنی- طهارت خیال

© کنترل کردن قوه خیال از دوران کودکی

 

«بسم الله الرحمن الرحیم»

«طهارت باطنی»- طهارت خیال:

حضرت آقا در ادامة بحث طهارت آورده اند: «اما طهارت خیال از اعتقادات فاسد و از تخیلات ردی، و از جولانش در میدان آمال و امانی».

انسان باید مراتب طهارت ظاهری را بگذراند تا به مرتبة باطنی برسد. طهارت باطنی را مراتبی است که از طهارت خیال آغاز می گردد و به طهارت روح و سِرّ پایان می پذیرد. مهمترین و مشکلترین مرتبة طهارت و پاکی، مرتبة قوة خیال است. چرا که انسان باید آن را از تخیلات بی خود و سوء ظن های بی‌جا نجات بخشد.

در باب سوء ظن وتهمت و غیبت و امثال ذلک روایات بسیاری وجود دارد که تأکید بر بدگمان نبودن انسانها با یکدیگر دارند. اعتقادات انسان حتماً باید بر اساس عقل محکم شود در غیر این صورت قطعاً اعتقادات او را قوة خیال مستحکم می کند. شبیه اینکه انسان نظام عالم را همچون ساختمانی ببیند و آفرینندة این نظام عالم را چونان بنّای این ساختمان. اینجا است که قوة خیال، او را به بازی می گیرد و می گوید همانگونه که بنّای ساختمان، خود ساخته شدة دیگری است پس آفرینندة نظام هستی هم باید مخلوق دیگری باشد و سؤال به میان می آورد که این خدا از کجا آمده و ساختة چه کسی است؟! از این سؤال و سؤالاتی شبیه این، فهمیده می شود که قوة خیال شخص را به بیراهه کشانده است و بر اساس این نظم سؤال، سائل هر چه هم جلوتر رود و در مسائل علمی پیشرفت کند باز هم این قوة خیال است که او را به بازی گرفته، لذا هرگز به نقطه‌ای که دل بیارمد نمی رسد.

گاهی نیز مشغول خواندن قرآن می شود. در قرآن می خواند: «ما قرآن را از آسمان نازل کردیم.» اینجا نیز به واسطة قوة خیالش تصور می کند همانگونه که باران از آسمان فرود می آید، کتابِ جدایی به نام قرآن نیز از پشت آسمان که خدا در آن جای گرفته، به واسطة فرشته ای برای پیغمبری که در نشاة طبیعت است، فرود آمده است. آن وقت به دهها اشکال بر می خورد که خدای این گونه در کجای آسمان قرار گرفته؟ چه کسی او را دیده؟ و ... اساس تمام این سؤالات بر این است که اعتقادات او بر پایة قوة خیال محکم شده است نه از روی عقل. زیرا عقل وحدت بین است و هرگز به نظام عالم به دید کثرتِ جدای از علت تامه نمی نگرد برخلاف قوة خیال که فقط کثرات را می بیند.

مرحوم صدر المتألهین در اسفار می فرماید: «اکثر مردم عاقل بالقوه و متخیل بالفعل‌اند زیرا آنچه دارند خیال است و آنچه می توانند به دست بیاورند عقل است. هر کس را دسترسی به عقل نیست و اوحدی از مردم که زحمت کشیده اند و جان به لب آورده اند می توانند به آن دست یابند» ایشان از کسانی که سنشان بالا رفته و عقل پیدا نکرده اند تعبیر به «صبیان العقول» می‌کنند یعنی کودکانی که هنوز عاقل نشده اند.

از آنجا که مردم با کثرات مأنوسند خیلی زود می توان قوة خیال ایشان را به دست گرفت. همانند این که اگر الآن معرکه گیری بیاید به راحتی می تواند همة ما را از این جایی که نشسته ایم بیرون کرده و به خودش مشغول دارد. اینها زیر سرانس ما با کثرات است. یا مثل اینکه اگر استاد بخواهد مطلب درسی سنگین خود را به شاگردش تفهیم کند آنرا در غالب مثال و هیئت و شکل و مجسمه ای برای او ترسیم می کند. نوعاً برای فهم مسائل عمیق از مثال استفاده می شود زیرا دست اکثر مردم از فهم عقلی کوتاه است. اگر شخصی مطلبی را شنید و گفت «نفهمیدم، مثالی بزنید تا بفهمم» معلوم می شود چنین شخصی هنوز در مرتبة قوة خیال به سر می برد و به عقل نرسیده است زیرا عقل وحدت می بیند و مثال نمی‌خواهد. پس انسان باید قوة خیالش را از اعتقادات فاسد تطهیر کند. حال تطهیر قوة خیال از اعتقادات چگونه است؟

اگر کسی بخواهد در این بخش خود را تقویت کند باید آن هنگام که به مبداء و معاد، وحی و انزال و یا قرآن و رسالت و امامت می اندیشد، به طور کلی از قوة خیال به درآید. به درآمدن و رها کردن قوة خیال در این بخش سالها حرف شنیدن از استادِ زحمت کشیده و خونِ دل خورده می خواهد. در این بخش اگر شخصی بعد از بیست سال قوة خیالش را تطهیر کند باز هم هنر کرده است. مرحوم جناب سید مهدی بحر العلوم بعد از سی و چهار سال قوة خیال را تطهیر کرد. بعد از سی و چهار سال دو رکعت نماز شکر به جا آورد و فرمود: خدایا تو را شاکرم که توانستم زود قوة خیال خود را تطهیر نمایم. مرحوم ملا حسینقلی همدانی بعد از بیست و چهار سال زحمت کشیدن آن را تطهیر کرد.

علاوه بر این بخش، انسان باید قوة خیال را از تخیلات ردیّ و پست نیز پاک کند همچنین باید قوة خیالش را از سوء ظن هایی که موجب کدورت او با رفیقانش می شود تطهیر کند. اگر ما قوة خیال را تطهیر کنیم نه نیازی به نیروی  نظامی وانتظامی خواهیم داشت و نه نیازی به قوة قضائیه. قوة قضائیه و نیروی قهر و غضب فقط برای این است که قوة خیال مردم را تطهیر کند که اگر همگی مردم به کلاس درس بروند و این قوه را پاک گردانند دیگر هیچ قوة غضبیه ای لازم نخواهد بود. حتی اگر مردم موفق به تطهیر قوة خیال خود می شدند خداوند هرگز جهنم را خلق نمی کرد. آتش جهنم برای تطهیر مردم آفریده شده است زیرا در روایات آمده که آتش جهنم مانند آتش دنیا سوزنده است اما سوزندگی آن سازندگی را به همراه دارد. جهنم نمی سوزاند تا فقط زجر دهد بلکه می‌سوزاند تا بسازد. مثل اینکه پزشک با چاقوی جراحی اش شکم مریض را پاره می کند تا مرض او را علاج کند. آری جهنم ادبستان حق است.



موضوع مطلب : طهارت,
ارسال شده توسط Waiting در ساعت 05:36 ب.ظ | نظرات شما ()