تبلیغات
مُرَبیِ نُفوسْ (مراتب طهارت)
* یا طُهر ، یا طاهر ، یا طَهور ، یا طَیهور ، یا طَیهار *
صفحه نخست ارتباط با ما مشاهده در موبایل لینك RSS
كاربر میهمان خوش آمدید
جمعه 16 تیر 1391

همان گونه که به عرض رسید نوعاً دستورات شرعی جهت دفع امراض انسانی است اما اگر احیاناً انسان دچار خطا و اشتباهاتی شد و احکام فقهیه را مراعات نکرد، برای او راهی به نام «توبه» باز کرده اند. که توبه جهت رفع گناه است نه دفع گناه. فقه فقط عهده دار مسائل تشریع است که اگر انسان به واسطة دستورات فقهیه نتوانست جلوی نفس خود را بگیرد از آن به بعد علم کلام متکفّل او می شود و راه توبه را برایش باز می کند. آنجا دیگر فقه نمی تواند جوابگو باشد. فقه فقط می گوید من دستور خود را صادر کردم اما اگر عمل نکردی از آن به بعد به عهدة من نیست. همانند اینکه معلم به شاگردش می گوید برای قبول شدن دستور من این است که اینگونه درس بخوانی و این مقدار به کلاس بیایی که اگرمراعات نکنی من عهده دار تو نخواهم بود، بلکه خود متکفّل خودت هستی. لذا فقیه هیچگاه متکفّل گناه مردم نمی شود.

نتیجه آن که اگر انسان تن به احکام شرعی دهد هم قوای نفس را مطیع نفس می کند و هم نفس را مطیع خودش قرار می دهد. وبر اساس انقیاد قوای نفس برای نفس، طهارت در نفس ظاهر می شود.

 

فقه، مقدمه تهذیب اخلاق:

در عبارت آمده است: «... و برای حصول این مرتبه علم فقه بر طبق طریقة حقة جعفریه کافی و به نحو اکمل عهده دار این امر است.» از آنجا که اکثر مسائل فقهی ما از زبان مطهّر امام صادق«عَلَیهِ السَلام»  یا امام محمد باقر«عَلَیهِ السَلام»  بیان شده است فقه ما را تعبیر به «فقه جعفری» یا «فقه باقری» می کنند. زیرا در میان ائمه«عَلَیهِم السَلام»  فقط این دو امام بودند که به واسطة قرار گرفتن  در شرائط زمانی مناسبی، توانستند احکام شرعیة بیشتری بیان کنند، و حوزة علمیه تشکیل دهند و طلبه تربیت کنند و به «زراره ها» حدیث بیاموزند. بر همین اساس فقهِ ما را به «فقه جعفری» نام گذاری کردند چه اینکه مذهب ما به «مذهب محمدی» معروف شده است.

در ادامه آورده اند: «فقه مقدمة تهذیب اخلاق و اخلاق مقدمة توحید است» برای راه یافتن به بارگاه توحید و خداشناسی ابتدا باید به دستورات فقهیه عمل کرد و بعد باید صاحب اخلاق نیکو شد و بعد از آن وارد بحث حکمت و توحید شد. پس در حقیقت، فقه فرع اخلاق و اخلاق فرع بر حکمت و حکمت فرع بر توحید است و اخلاق اصل فقه و توحید اصل حکمت و حکمت اساس اخلاق است زیرا همیشه آنچه مقدمه است فرع و آنچه ذی المقدمه است اصل می باشد لذا راه شریعت اولین مرتبة سیر انسانی است.

البته لازم به توضیح است که احکام شرعیه بعد از راه یافتن انسان به مرتبة تهذیب اخلاق و خداشناسی، همچنان باقی می ماند و تا آخرین لحظات زندگی انسان، جاری است واز او دست بردار نیست. انسان باید دستورات فقهیه را به عنوان نردبان ترقّی و تعالی نفس و جان و برای تطهیر حقائق درونی و مراتب وجودی خود دائماً رعایت کند. این بحث را بسط وافری نیاز است که «لعل الله یحدث بعد ذلک امراً».

 

ظهور طهارت در بدن و شکل گرفتن ملکه تسلیم در نفس:

وقتی انسان در ذات و نفس خود طهارت پیدا کند، همین طهارت در بدن او هم ظاهر می شود که می بینید اگر شخص حقیقتاً نماز خوان و روزه گیر باشد، در چهرة او تأثیر گذاشته و روی اورا زیبا می کند و به همین منوال نیز چهرة افراد و اشخاص اجتماع مطابق با گناهانشان برمی گردد.

همیشه چهره خبر از درون می دهد. خداوند متعال در سورة فتح (آیة 29) می‌فرماید: «سیماهم فی وجوههم منّ اثر السّجود» که اگر کسی در پیشگاه حق متعال به برنامه های شریعت الهیه عمل کند صورت او مطابق اعمالش زیبا می‌گردد و نشان می دهد که در درون چه دارد.

حضرت علامه در ادامه می فرمایند: «در نفس هم رفته رفته خوی انقیاد وملکه تسلیم برای اراده حق متحقق می‌گردد» تمام هدف انسان این است که خود را تسلیم خدا کند و تا شخص قوای خود را تسلیم خود نکند نمی تواند خودش را تسلیم خدا کند و باید آنقدر در عمل به احکام شرعیه تثبّت به خرج دهد تا آن اطاعت و تسلیم برای او ملکه شود.

«ملکه» صفت راسخة در نفس را گویند. اگر کسی آنقدر سیگار بکشد که دیگر نتواند خود را از آن جدا کند، به چنین شخصی می گویند: «سیگار کشیدن برای او ملکه شده» برخلاف کسی که تازه شروع به سیگار کشیدن کرده است، او به راحتی می تواند سیگار را کنار بگذارد. صفت ملکه شده آنچنان در نفس ریشه می کند که برداشتن و قطع کردن آن، به راحتی ممکن نیست. به تعبیر خودمان می گوئیم: «ترک عادت موجب مرض است» در امور معنوی هم همین گونه است. گاهی صفت جود و بخشش چنان در شخص رسوخ می‌کند که اگر او روزی را بدون بخشش بگذراند، ناراحت است. یا اینکه شخصی آنچنان مهمان دوست است که اگر روزی در منزلش مهمان نیاید، ناراحت می شود. نفس نیز با رعایت متداوم احکام شرعیه، قوایش را به تسلیم خود در می آورد و طهارت ظاهریة بدن را تأمین می کند اما اگر عمل کردن به احکام شرعیه را ترک گوید قوای او نیز از تسلیمش سر باز می زنند و بار دیگر نجاست ظاهر او را فراهم می‌آورند.

                                                                                  «و الحمدلله ربّ العالمین»

موضوع مطلب : طهارت,
ارسال شده توسط Waiting در ساعت 05:48 ب.ظ | نظرات شما ()